بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى

آئينه بينايان 58

مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )

اخص خواص پس سماع طبع يعنى سماعى كه براى اهل طبيعت و نفس است مايل مىكند بسوى دنيا و مال و شكفتگى دنيا . « و المعاصى » و بر معصيتها « و سماع الرّوح يحنّ الى الآخرة و نعيمها و حياتها » و سماع براى سالكانى كه از نفس رو بجانب روح كرده‌اند و روحانى شده‌اند مايل مىكند بر آخرت و نعمتهاى آن و حيات اخروى . « و سماع القلب يحنّ الى تلف النّفوس و طلب الحقيقة » و سماع قلب مىكند بر تلف نفوس و طلب حقيقت و سماع قلب را نهايت قرار دادن براى طالبان حقيقت بجهة اينست كه مراد قلب خاص است و آن قلب سليم و عرش رحمن است و اين دل حقيقت نفس انسانى و مظهر روح اضافيست و الا سماع روح بالاتر از قلب است و آن اولى است براى طالبان حقيقت ، و تلف نفوس از جهة غلبه ذوق و عشق حقيقت است . قوله قس « للنّفس طيبة و للرّوح طيبة و للقلب طيبة فطيبة النّفس من الهوى » يعنى بجهة نفس خوشى مىباشد و براى روح و براى قلب هم اما خوشى نفس از هوا و خواهش اوست . « و طيبة الرّوح من العلم » و خوشى و التذاذ روح از علم است مراد علمى است كه از حق بواسطهء مشاهدات حاصل شود و الا علم اكتسابى لذت عقل است نه روح مگر اينكه مراد از روح عقل باشد . « و طيبة القلب من الحقيقة » خوشى قلب از نفس حقايق و مشاهدات و مكاشفات و معاينات و تجليات است باز در اينجا مراد از قلب قلب خاص است . قوله « الصّوت الرّخيم و النّغمة الرّقيقة حبل من الدّنيا الى الآخرة » يعنى صوت نازك و نرم و نغمه رقيقه طنابى است كشيده شده از دنيا بسوى آخرت و مراد از آخرت مقصد و هر چيزيست كه از اشتغالات موطن اصلى است . « متّصل بسرّ المعنى الّذى لا يعرف منه غير اسمه » يعنى آن طناب متصل است بسر معنى يعنى آن سرى كه در انسان مخفى است مثل آتش در سنك از ميل و محبت عالم وحدت كه شناخته نمىشود از آن سر جز نام او كه همان ميل و محبت است و اما كيفيت آن پس گفتنى نيست بلكه ديدنى و چشيدنيست